خرید بک لینک

به نام آنکه جان را فکرت آموخت                        چراغ دل به نور جان برافروخت   3 جمله ی خبریقافیه: آموخت و برافروختفعل: آموخت و برافروخت (روشن کرد)آرایه ها: تشبیه (چراغ دل و نور جان) و تناسب (دل و جان - فکر و جان)مفعول: فکرت و چراغ دلترکیب اضافی: چراغ دل - نور جانمعنی: به نام خدایی که برای روح و جان، عقل و خرد را قرار داد و دل را از مایه ی جان و روح روشن کرد.  ز فضلش هر دو عالم گشت روشن                    ز فیضش خاک آدم، گشت گلشن    2 جمله ی خبریقافیه: روشن و گلشننهاد: هر دو عالم - خاک آدمفعل: گشت - گشت (هر دو ماضی)آرایه: خاک آدم گلشن شدن کنایه از شاداب شدن و روح گرفتنمعنی: از بخشندگی و رحمتش هر دو جهان روشن شد و از مهرش گل (خاک) آدمی تبدیل به گلستان شد. جهان جمله، فروغ نور حق، دان                       حق اندر وی، ز پیدایی است پنهان    2 جمله امری و خبریقافیه: دان و پنهاننهاد: در مصراع اول «تو» که محذوف است و در مصراع دوم «حق»فعل: دان - است (هر دو مضارع)آرایه: تضاد (پیدا و پنهان) و تناسب (فروغ و نور)مفعول: جهانترکیب اضافی: فروغ نور - نور حققید: جمله (به معنی سراسر)معنی: تمام جهان را پرتوی از مهر خداوند بدان چرا که او از بس آشکار است، پنهان به نظر می رسد. خرد را نیست تاب نور آن روی              

برچسب: نویسنده: حدیث قنبری تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 14:20

صفحه بندی